العلامة المجلسي
1026
حياة القلوب ( فارسي )
صلاح وسداد بودند . پس بعد از آن مرتكب فواحش شدند ودختران وخواهران وزنان خود را به عنوان صله وهديه به همسايه ويار ودوست خود مىدادند كه با أو زنا كنند ، واين را صله واحسان مىشمردند تا آنكه عملي از اين بدتر مرتكب شدند ، مردان با مردان مشغول لواط شدند وزنان را ترك كردند ! چون شهوت بر زنان غالب شد ، « دلهاث » « 1 » دختر إبليس كه با « شيصار » « 2 » خواهر خود از يك تخم بيرون آمده است به صورت زنى به نزد زنان ايشان آمد وبه ايشان تعليم كرد كه شما نيز با يكديگر مساحقه كنيد چنانچه مردان شما با يكديگر لواط مىكنند ، وبه ايشان آموخت كه چگونه اين عمل قبيح را بكنند ! پس أصل اين عمل از « دلهاث » بهم رسيد ، پس حق تعالى بر ايشان مسلط گردانيد صاعقه را در أول شب وبه زمين فرو رفتن را در آخر شب ، وصداى عظيم مهيبى را در وقت طلوع آفتاب كه احدى از ايشان باقي نماندند وگمان ندارم كه تا حال منازل ايشان معمور شده باشد « 3 » . وشيخ طبرسى رحمة اللّه عليه گفته است كه : أصحاب رس جماعتى بودند كه پيغمبر خود را در چاه انداختند ؛ بعضي گفتهاند كه أصحاب چهار پايان بودند چاهى داشتند كه بر سر آن چاه مىنشستند وبت مىپرستيدند ، پس حق تعالى شعيب عليه السّلام را بسوى ايشان فرستاد وتكذيب أو كردند ، پس چاهشان خراب شد وايشان به زمين فرو رفتند ؛ بعضي گفتهاند كه ايشان پيغمبرى داشتند كه أو را حنظله مىگفتند ، پس پيغمبر خود را كشتند وهلاك شدند ؛ بعضي گفتهاند رس چاهى است در أنطاكية وايشان حبيب نجّار را كشتند ودر آن چاه افكندند . واز حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : زنان ايشان مساحقه مىكردند خدا ايشان را هلاك كرد « 4 » .
--> ( 1 ) . در عرائس المجالس « دلهان » است . ( 2 ) . در عرائس المجالس « شيطان » است ، وراوندى هيچ اشارهاى به آن نكرده است . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 96 ؛ عرائس المجالس 149 . ( 4 ) . مجمع البيان 4 / 170 .